محمد رضا طباطبايى تبريزى
31
هداية الحجاج ( سفرنامه مكه ) ( فارسى )
چشم آمد ، اين بود كه وى با ديدن ايرانيان تاجر در شهر صامسوم ، از اين اوضاع ايران براى تجارت مساعد نيست و همين امر سبب رفتن اين افراد از ايران شده است ، اظهار تأسف شده است : تبعهء ايرانى بهقدر 150 نفر در اين شهر ساكن است . آيا اينها چهقدر منافع دارند كه بيشتر از ده سال از وطن دست كشيده در غربت به كسب معيشت مشغولند و به هيچوجه ميل مراجعت به وطن خود ندارند ؟ كاش در ولايت ما هم امر تجارت نوعى وسعت مىداشت كه منافع اهالى به خود دولت عايد مىشد . اينكه سيد محمد رضا ، تا چه اندازه با عالم مدنيت غربى آشنا بوده ، دقيقا از آن آگاه نيستيم . مهم آن است كه مىدانيم با رشتهء جغرافى و زبان فرانسه آشنا بوده و همين امر سبب بخشى از توجّه وى به دنياى جديد است . يك بار از يك زن فرانسوى كه در كشتى بوده و مرتب مشغول خودآرايى و حتى تمسخر لحيهء پيرى بوده ، مىنويسد : « اغلب فرنگىها خوشگذران و عياش مىشوند و غم و غصّه را به بهانه از خود دور مىنمايند . » آگاهى دربارهء مسكوكات ، اوزان ، مقادير و مكيال شايد يكى از ويژگىهاى اين كتاب ، كه بخشى را هم به خود اختصاص داده ، اطلاعات جغرافيايى آن است . در اين زمينه ، در هر صفحهء كتاب مىتوان اطلاعاتى را مشاهده كرد . بخش مربوط به ايران و قفقاز آن ، بسيار مبسوط است ، اما در طول مسير هم هر آنچه كه در يك سفر با اين مشخصات قابل تحصيل بوده ، در كتاب آورده است . راهها ، سرحدها ، ارتباطات ، رودخانهها ، ويژگى شهرها به لحاظ جمعيت و نهادهاى نظامى و آموزشى و دينى و قومى و بسيارى از مسائل ديگر به اجمال و گاه به تفصيل در اين كتاب آمده است . در اين باب ، نمىتوان نمونهاى ذكر كرد ، بلكه با مراجعه به فهرست مطالب كتاب ، مىتوان بخشى از آن مطالب را كه خود مؤلف دستهبندى و تنظيم كرده ، مشاهده كرد و در بخشهاى ديگر هم بهطور پراكنده اين مطالب را ديد .